سفارش تبلیغ
صبا

به پایان آمد این دفتر...

 بی مقدمه...
بی داستان و بی ماجرا،

به پایان آمد این دفتر...


+ نوشته شده در شنبه 90/12/13ساعت 12:33 عصر توسط میم - فاء | نظر


یه مدت نیستم ، نیستم ... ولی میام !
یعنی نمیشه که باشم ...
اما به یادتون هستم ...

حالا که تشریف آوردید ،  این دیالوگ بین قلی خان و مرادبیگ رو مهمون من باشید ...
موسیقی وبلاگ رو میگم ، می شنوید ؟
اینجا در موردش نوشتم ...

یا علی !


+ نوشته شده در دوشنبه 89/10/13ساعت 4:24 عصر توسط میم - فاء | نظر


رسید لب به لب و بوسه های ناب زدیم
دو جام بود که با نیّت شراب زدیم
دو گل که با عطش بوسه های پی در پی
به روی پیرهن سرخشان ، گلاب زدیم
نه از هوس ، که ز جور زمانه ، لب به شراب
اگر زدیم ، برای دل خراب زدیم
مؤذنا ! به امید که می زنی فریاد ؟!
تو هم بخواب ! که ما خویش را به خواب زدیم
مگرد بی سبب ای ناخدا ! که غرق شده ست
جزیره ای که به سودای آن به آب زدیم

*******************
حبّذا به شاعرانگی «فاضل نظری» که این غزل آتشناک ! را بسان تیر سه شعبه بر دل تنگ ما نشاند ...
زبان حال و زبان قال منست این !
زبان که نه ! اصلاً تصویر  من است در این روزهای ...
و من خوشحالم و کیفور ، که خدای تعالی ، ذوق را ، و قریحه را ، و قدرت تعبیر استعاری را ، و شاعرانگی را ، و شعر را ، و شاعران را ، و خیلی چیزهای دیگر را آفرید ، وگرنه من که اصلاً و ابداً غذای بیمارستان و تیمارستان به مذاقم خوش نمی آید !!

پ.ن : خیالم تخت است که الحمدلله همه ایرانی ها ، زبان اشارت شاعرانه را می شناسند و در مورد لب و بوسه و شراب و باقی قضایا توجیه هستند ! البته حکماً همینطوره دیگه ؟


+ نوشته شده در چهارشنبه 89/6/24ساعت 6:34 عصر توسط میم - فاء | نظر


لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم ...

و دیگر هیچ


+ نوشته شده در چهارشنبه 89/4/9ساعت 2:14 عصر توسط میم - فاء | نظر


 ای وجودت برتر از افلاکیان   از چه بنشستی تو با ما خاکیان
تو قیامت را  قیامت می کنی    بر امامان هم امامت می کنی ...
امام حسن عسکری فرمود:
« نحن حجة الله علی الخلق و فاطمة حجة الله علینا »
ما حجت خداوند بر مردمیم و مادر ما ، « فاطمه » حجت خداوند برماست.
ما قبله مردمیم و « زهرا » قبله ماست

بر امامان هم امامت می کنی ...


+ نوشته شده در یکشنبه 89/2/26ساعت 12:21 عصر توسط میم - فاء | نظر


 

ای خدا ! این اشک اینقدر مدام نباریده است، چه کند علی با اینهمه تنهایی ؟
ای خدا ! چقدر خوب بود این زن ، چقدر محجوب بود ، چقدر مهربان بود ، چقدر صبور بود.
گاهی احساس می کردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتی می دیدم به هیچ چیز دل نمی بندد ،
با هیچ تعلقی زمین گیر نمی شود ، هیچ جاذبه ای او را مشغول نمی کند ؛ یقین می کردم که او جسم ندارد ، متعلق به اینجا نیست. روح محض است ، جان خالص است.


گاهی احساس می کردم که فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد. استوار چون کوه ، با صلابت چون صخره ، تزلزل ناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان. یکه و تنها در مقابل یک حکومت ایستاد و دلش از جا تکان نخورد. من مامور به سکوت بودم و حرفهای دل مرا هم او می زد.


گاهی احساس می کردم فاطمه دلی از گلبرگ دارد ، نرمتر از حریر ، شفاف تر از بلور.
وحیرت می کردم که یک دل چقدر می تواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد. غریب بود خدا، غریب بود. من گاهی از دل او راه به عطوفت تو می بردم...


 ( سید مهدی شجاعی _ کشتی پهلوگرفته )


+ نوشته شده در چهارشنبه 89/2/15ساعت 4:38 عصر توسط میم - فاء | نظر


بعضی ها فرعون هستند فقط مصرشان کوچک است . خیلی از ماها شاید اینطوریم.
بعضی از آدمها رو قیامت که میشه میبرند در صف فرعونها و نمرودها و هیتلرها ، در صف ظالمان و خونخواران .
چون اخلاقشان با زیر دستان و اطرافیانشان اخلاق فرعونی بود.
ای دریده پوستین یوسفان         گرگ برخیزی از این خواب گران ...
گرگ ...
پناه بر خدا


+ نوشته شده در چهارشنبه 89/2/15ساعت 4:35 عصر توسط میم - فاء | نظر


بانو !
آنچه از شما باشد ، چه خواندنی چه شنیدنی و چه به یاد آوردنی ، شکوه جلالی دارد که من مرد احتمال آن نیستم. گاهی فکر کرده ام اگر بگذارد کبریاء شما  - که نمی گذارد ، لااقل مرا ، تاکنون - باید به خشیت از مقام ( او ) جل جلاله وقتی دیگر و در ساحتی دیگر بیندیشم ، اما نمی دانم این چه شکوهیست از شما که مست و لایعقلم می کند و بازم می دارد از اندیشیدن.
بانو !
این را تنها به شما می گویم : مرا درمانده می کند ، مستاصلم می کند اندیشیدن به شما . درمانده از اینکه دست درکم نمی رسد از این جلگه پستی که درآنم حتی سر انگشتانم را به ململ چادر حقیقتتان بسایم.
آخر کیستید شما ؟
آه ، نامتان بانو ، پریشانم میکند ، دست و دلم را می لرزاند ، به لکنتم می اندازد
... زهرا ... زهرا
چه تلاطمها که به نامتان فرو ننشست و چه در های بسته که به یادتان ... آه ! در ... در ...
بانو ! فدایتان ! کاش این گدای همیشگیتان را مجالی بود تا شادیها و سرورهای انسانهای تمام تاریخ را نثار خاک پایتان می کرد تا مگر آنجا ، آن لحظه ، آن صحنه لعنتی آزارتان ندهد.
سپرده ام به همه که بعد از این ، هر کس به هر دری که می رسد ، مؤدبانه اجازه بخواهد و آنگاه آرام و آرامتر در را بگشاید.
آه فدایتان بانو ، فدایتان !
فرزندانتان بعد از این به هر دری که می رسند ، پهلویشان می شکند ، تا همیشه ، تا ابد . تا خود شکستگی دلهاشان را پشت کدام در مویه کنند !
به یاد شما در کنج دل هر کداممان ، بیت الاحزانی است ، که با آن ، که در آن ، زندگی می کنیم ، نفس می کشیم ، که با آن ، که در آن ، بزرگ می شویم و ...می میریم.
ما مستیم ! همه ما مستیم ! ... مست ... بانو !


+ نوشته شده در چهارشنبه 89/2/15ساعت 4:29 عصر توسط میم - فاء | نظر


 مردی همسرش را به خدمت حضرت فاطمه علیهاالسلام فرستاده و سؤال نمود: «آیا من از شیعیان شما هستم یا نه؟»
  حضرت جواب داد: « اگر تو به دستورات و گفته‏های ما عمل می‏کنی و از آنچه تو را ممنوع کرده‏ایم ترک می‏نمایی، شیعه ما هستی وگرنه، نه »
  زن چون این پیام را به شوهرش رسانید، او شروع به گریه و ناله کرد و گفت: چه کسی از این همه گناهان دوری می‏کند؟ من که چنین نیستم. بنابراین همیشه در آتش جهنم خواهم بود زیرا کسی که شیعه اهل‏بیت نباشد طعمه ابدی آتش قهر خدا خواهد بود.
  زن، چون مرد خود را بسیار پریشان دید، دوباره به خدمت فاطمه علیهاالسلام برگشته و واکنش شوهرش را در برابر جواب آن حضرت، به اطلاع ایشان رسانید. فاطمه علیهاالسلام دوباره پیغام داد:

 به او بگو چنین فکر نکن، شیعیان ما از بهترین  افراد اهل بهشت خواهند بود و دوستان ما نیز که به مقام شیعه بودن  نمی‏رسند، همیشه در آتش دوزخ نخواهند بود. گناهان آنان در اثر گرفتاری به بلاها و بیماریها در دنیا محو می‏شود. بقایای  گناهانشان نیز در عرصه‏ی محشر- در اثر ترس و  وحشت از آن صحنه- کم می‏گردد و سپس در طبقات بالای آتش جهنم نیز با عذاب محدود الهی پاک می‏شوند، آنگاه با محبت و
شفاعت ما نجات پیدا می‏کنند

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 89/2/15ساعت 4:26 عصر توسط میم - فاء | نظر


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

زمینا هوا ندارن ، دلا آشنا ندارن
چرا ضامنای آهو نظری به ما ندارن
آقا گندم نگاتونو بپاشین توی ایوون
آخه خیلی وقته چشما خبر از شما ندارن
اومدیم تو قصه هاتون دیگه آسمونی باشیم
دلامون یه حالی داره که فرشته ها ندارن
حالا که برای خوندن همه کفترا غریبن
غزلی بغیر هوهوی رضا رضا ندارن
یه نفر نشونی داده تو رو واسه ی رسیدن
نظری به حال ما کن ، نرسیده ها ندارن

 

شهادت مظلومانه حضرت امام رضا بر همه تعزیت باد .


+ نوشته شده در چهارشنبه 89/2/15ساعت 4:23 عصر توسط میم - فاء | نظر


   1   2      >