• وبلاگ : اين راه بي نهايت
  • يادداشت : روحاني «سراتو»سوار !!
  • نظرات : 6 خصوصي ، 56 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2   3   4      >
     
    هميشه لازم نيست منظورمونو مستقيم بيان کنيم، خيلي از حرفهاي ما مفهوم مخالف دارن و طي ساليان بصورت غيرمستقيم به مردم آموزش داده ميشن.
    وقتي ويژگي برجسته افراد مورد تاييد داشتن منزل بدون فرش و ماشين مدل 56 و خانه ي کلنگي و نون و نمکه، وقتي آقاي دکتر الهام با پيکان جوانان مدل 50 تشريف ميارن دانشگاه، وقتي آقاي حداد عادل در خاطراتشون تعريف ميکنن که آقا شب ازدواج پسرشون آقا مجتبي چند تا فرش بصورت موقت پهن کردن و فرداش اثري از فرشها نبود، وقتي پژو 504 اسمش پژو آخونديه، وقتي زندگي با حقوق حوزه علميه و خمس مردم مايه عبرت و تحسينه، وقتي....
    گاهي وقتها با خودم فکر ميکنم خدا چه صبري داره. بعضي وقتها از تصور روز قيامت وحشت به وجودم مي افته. بعضي وقتها که خدا رو از نزديک حس ميکنم دلم به حال اونايي که مردم رو با چنين حرفايي از خداي خوب و مهربان دور ميکنن ميسوزه...
    پاسخ

    از لطفتون متشكرم ... البته ببينيد اونهايي كه توي حكومت مسئوليت دارند و مدير و مسئول هستند قضيه شون فرق مي كنه . حالا ممكنه اون مسئول ، روحاني هم باشه كه اين ساده زيست بودن ربطي به روحاني بودنش نداره بلكه مربوط به مسئول بودنشه . مدير و حاكم جامعه بايد به دلائل مختلف زندگيش از حد متوسط مردم بالاتر نره . چون اينجوري حس بقيه مردم رو درك مي كنه و توي فضايي زندگي مي كنه كه اونا دارن زندگي ميكنند . برج عاج نشيني مدير رو از فضايي كه مردمش توش زندگي مي كنن ، دور ميكنه . ضمن اينكه به فرموده امام علي وقتي يه آدم تنگ دست زندگي ساده مدير جامعه رو ميبينه همين خودش يه تسكين و قراري براي دردها و فشارهاييه كه داره تحمل مي كنه .
    باز هم مثل هميشه نگاهي از درون...
    واقعا از خوندن مطالب وبلاگتون که مبتني بر دانش و تفکره لذت ميبرم. کاش به جاي اينهمه آخوند روضه خون که تنها راه دين داري رو برانگيختن حس ترحم و ترسوندن مردم ميدونن چهار نفر مثل شما بودن بلکه يه ذره اين خدا پيغمبر بيچاره رو بشناسيم.
    از داشتن دوستي مثل شما (ولو دور از دسترس و محدود) به خودم مي بالم
    سلام
    يک سکانس و تمام: محله دروس روحاني که وارد خانه 800 متري ميشه ميگن مصادره ايه صبح روز بعد دختر چادري مدرسه اي که از خانه بيرون مي ايد ميره سر کوچه يک نگاهي به دورو بر ميکنه چادرش را برميداره ميزاره کيفش ميره مدرسه
    چيزي که من چند سال تو راه مدرسه ميديدم
    بعضي چيزها از سوار شدن بر سانتفه هم بدتره!
    برادر طلبه کسي که کارش خداست همه اين ها را از پدرشم به ارث برده باشه انتخاب نميکنه يک زندگي معمولي حق همه است و وظيفه قطعي يک روحاني اخوندهاي امروز زياد حاشيه ميرن اينکه اخوند مي مانند روحاني نميشن!
    والعاقبة للمتقين

    پاسخ

    سلام . بله ! بعضي چيزها از سوار شدن بر سانتافه بدتره . ولي چرا فكر مي كنيد «کسي که کارش خداست همه اين ها را از پدرشم به ارث برده باشه انتخاب نميکنه» ؟؟ عزيز دل ! من هم مي دانم اگر در جامعه اي حتي يک فقير درمانده سر گرسنه بر بالين بگذارد مردمانش نبايد خواب راحت داشته باشند و نبايد ثروتشان ( كه حلالشان باد و نوش جانشان ) به مذاقشان مزه بدهد و خيلي نبايد هاي ديگر ... کسي داشتن سانتافه و خانه چند صد متري را براي مذهبي ها و يا روحانيون تجويز نکرده ! بحث من نقد و قلقلک يک باور باطل همگاني بود که توضيحش را در خود پست و ذيل کامنتها مفصل گفته ام . من از نقد باورهاي غلطي مي نويسم که با باورهاي اصيل اخلاقي و ديني اشتباه مي شوند ! باورهاي نادرستي که منشا بسياري از همين بي عدالتي هاست که شما داريد فريادش ميکنيد و خدا به قلمتان و حنجره تان قدرت و بصيرت بيش از اين بدهد ... اللهم اجعلنا متقين
    آقا سلام عليکم
    پاي سخنراني حاج آقاي دانشمند نشسته بوديم، يه داستاني تعريف کرد باحال.
    گفتند که: در يک خانه اي مهمان بوديم، از قضا صاحب خانه آدمي بود که دستش به دهانش مي رسيد و از امکانات خوبي بهره مند بود. يک حاج آقاي ديگر هم دعوت بود و وقتي وارد خانه شد گوشه فرش را زد کنار نشست روي زمين! گفتيم حاج آقا بفرما روي مبل. گفت که ما را با دنيا کاري نيست!!! ما هم گفتيم خدا پدر خرت را بيامرزد...
    عرض کنم که ... بله. بعضي ها با اين ندانم کاريهاشان بدجور تيشه به ريشه مي زنند. که آنوقت آخوند سراتو سوار ميشود يک ناهنجار در جامعه.
    يا علي
    پاسخ

    و عليكم السلام ... يا علي
    خوشمان آمد :(
    البته فکر کنم خدا يه چيزايي گفته باشه جان خودم ;)
    پاسخ

    مثلاً چي ؟
    خودم رو ميگم:
    اگه پول اين"سراتو و سانتافه و آزرا" رو هم داشته باشم(توهم رو داري؟!) بازم نمي خرم.اضافه کن ويلاي خزر شهر و سفر لاس وگاس و تور مارماريس و پنت هوس بالاشهر و...
    کسي که مي خواد "سبقت" بگيره خودش رو سنگين نمي کنه!
    پاسخ

    تجمل گرايي و اشرافي گري از نظر من مردوده . از جهت علم اقتصاد هم مردوده . از همه لحاظ مردوده ... ولي نكته بحث اين نيست ! چيز ديگه اي مي خوام بگم عزيز ...
    + سيد هادي 

    اين زيباترين قالب وبلاگيه که تا حالا ديدم

    مشابه همين رو قبلا ديدم ولي مال شما خيلي زيباتره . مخصوصا تصوير هدر وبلاگتون .

    خودتون تغيير داديد درسته ؟

    پاسخ

    ممنونم ... بله ، در كُدهاي قالب دست بردم ولي ظاهراً همين مسئله باعث شده بعضي رفقا در خواندن مطالب اذيت بشن !


    سلام؛
    نظري که درباره مطلبم گفتين رو قبول دارم اما سخته!!!
    خيلي سخته آقاي فياضي:(

    راستي درباره قالب وبلاگ و ... که يکي از مخاطبانتون فرمودن بايد بگم همه چي از نظر من عاليه! هم رنگ فضا و هم تصوير بالايي وبلاگ که من خيلي حس قشنگي مي گيرم از ديدنش.

    سايز نوشته ها و فونت هم خوبه! فقط نياز به تايپ صحيح داره!!!

    به هر حال از نظر من محتواي وبلاگ به ساير چيزها ارجحيت داره!
    موفق باشيد.:)

    پاسخ

    سلام . بله ، سخته ، ولي شدنيه :دي ... ممنونم از لطفتون . فقط يه كم دقيقتر اشكال فونت رو مي فرماييد كه اصلاح كنم ؟
    راستي حاج آقا اگه ميخواي لينک کنم که بيشتر برم و بياين ..نظرتون چيه ؟
    پاسخ

    :دي


    سلام ..راست ميگي ..آخوندا اگه ازينا سوارشن آدم يجوري ميشه ...آخه ميدوني آدم از آخوندا انتظار نداره ! اونا که ميگن انفاق و نيکوکاري و اينا ...چرا ماشين گرون سوارشن در حاليکه ميدونن يه عده به نون شب محتاج !

    ولي فکر نميکنم آخوند سراتو سوار اينجا ببينم چون آخونداي ما زرنگ تر ازين حرفان !!

    حداقل واسه ..هم که شده سراو سوار نميشن !!

    البته اين حرفم بپاي بي ديني من نذارين ها ...

    پاسخ

    سلام ... نه به پاي چيز خاصي نمي ذارم . ممنونم
    + جلال مخاطب خاموش 

    آخوند مخفي را گرفتي داداش محمد

    پاسخ

    ايشونو كه بعله ولي به گمانم من شمارو مي شناسمتون ! درسته ؟ يعني قبلاً هم از خوانندگان اين وبلاگ بوديد ، نه ؟
    + خودم 
    iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiish iiiiiiiiiiiiiiish iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiish
    پاسخ

    خب ؟؟ ... اين زبون سرخپوستويه الان ؟؟ يه باركي همه اسمايلي ها رو ميذاشتيد ديگه ! فقط چندتا ديگه مونده بودااااا
    + محمد 
    اول: من فکر مي کنم روحانيون بايد اين لباس فرم رو دربيارن و درست مثل پيامبر با لباس خود مردم زندگي کنند. اينطوري ديگه شناخته هم نمي شن و اينهمه حساسيت بوجود نمي ياد. والا پيامبر و اهل بيت هم برا خودشون لباس فرم درست نکرده بودن و مثل مردم زندگي مي کردن.
    دوم: من با شما موافقم و البته چيزيم نشد چون چند موردش رو دور و برم دارم و اتفاقاً اين مواردي که من دور و برم دارم به حق روحاني هستند نه او زاهداني که زهدشون رو به رخ مي کشند.
    سوم: البته ما هم روحاني پژو سواريم البته از نوع آخوند مخفي
    پاسخ

    ببخشيد شما چطور روحاني هستيد كه هنوز فلسفه پوشيدن اين نوع خاص لباس رو نمي دونيد ؟؟؟ در اين مورد قبلا خيلي حرف زديم ...

    بله درست مي فرماييد اما وزير رفاه سه سال است که از دادن آمار

    طفره مي رود و وزير قبلي هم اعلام کرد: اعلام خط فقر به چه دردي

    مي خورد؟

    متاسفانه نمي داند که حداقل به درد اين بحث ها که مي خورد!!!

    پاسخ

    بله ! به درد اين بحث هاي غير كارشناسي و ژورناليستي كه مي خورد !!


    نه! فايده نداره!

    تا وقتي بخواد اين مطلب واسه مردم جا بيافته ما ديگه پير شديم و ذوق و شوق ماشين خوشگل از سرمون پريده

    چرا! فايده داره!

    يادمه بچه بوديم يه روز بابام به خواهرم گفت اينجوري رو نگير! چادرو تا زير بيني‌ت بيار لبت پيدا نباشه.

    ولي الان به اين حجاب معموليمون گير نميده!

    نه! فايده نداره!

    حالا که فکر مي‌کنم مي‌بينم اگه الان ديگه گير نميده واسه اينه که مردم اينقدر بد حجاب شدن که صرف چادري بودن براشون ته با حجابيه ديگه رو گرفتن لازم نيس

    بيشتر که فکر مي‌کنم مي‌بينم شايد اينها خيلي هم بد نباشه

    شايد بشه بهش گفت توفيق اجباري!

    نه! آخه طلبه‌اي که بخواد اجباراً بعضي رفتارا رو داشته باشه چه فايده اي داره؟

    اصلاً حالا که باز فکر مي‌کنم و به خودم نگاه مي‌کنم مي‌بينم از وقتي که عقلم يه کم بهبود پيدا کرد به اين نتيجه رسيدم که خودم باشم ولي ديد مردم رو درست کنم و حالا مي‌بينم که اين پست در راستاي تفکرمه!

    پاسخ

    اوهوم ... اين يعني اينكه دارم فكر ميكنم ... آفرين !
     <      1   2   3   4      >